تبليغاتX
تئوری های رادیکال - زبان و نشانه
این صفحه پیوست"رادیکال"است

- تمایز میان زبان و گفتار

 این تمایزگذاری سوسور در نشانه شناسی مهم است ،یعنی تمایزی که میان مطلق زبان - زبان و گفتار قائل شد.  

– مطلق زبان:تمامی توان ها و نیروهای آدمی است برای ارائه ی معنا و مثل هر نظامی ضوابط و قواعدی دارد ،فراسوی هر گونه گزینش شخصی.

- زبان : نظام نشانه ها و قواعدی ویژه که زبانی خاص (زبان فارسی)را می سازند.

- گفتار:کاربرد شخصی زبان (گزینش شخصی از امکانات زبان طبق رعایت قوانین قراردادی زبان برای برقراری ارتباط و ارائه ی معنا).

سوسور مورد دوم یعنی زبان را در مرکزیت علم زبا ن شناسی می دانست و وظیفه این علم را بیشتر بررسی این نظام (زبان )و روابط میان قواعد آن می دانست.

2- مبحث نشانه و قراردادتعریف

تعریف نشانه از دیدگاه سوسور :من با گفتن واژه ی درخت (دال)تصویری ذهنی یا مفهومی از درخت را در ذهن تو می آفرینیم (مدلول).مدلول چیزی است مرتبط با کنش ذهنی هر کسی که با نشانه (دال)رویارو می شود.

پس نشانه ابزار ارتباط میان دو ذهن متفاوتی است که قصد یا نیت ایجاد ارتباط با یکدیگر را داشته باشند.

درخت- Tree-Arbre، سه لفظ متفاوت اند که خبر از یک مفهوم ،مصداق یا مدلول می دهند.اما هیچ کدام از این کلمه ها (نشانه ها) ارتباطی با خود مفهوم درخت ندارند و صرفاً به دلیل قراردادی به درخت تعبیر می شوند.البته هستند استثنائاتی چون کوکو که نام پرنده ای است که به همین طرز آواز می خواند یا هق هق یا شُرشُر،اما این ها هم صرفاً از دیدگاه آوا شناسیک استوار به تشابه موضوع (مدلول) و دال اند.

3- اهمیت تفاوت های ذهنی یا کنش های ذهنی

راه یابی از اندیشه ای به اندیشه ی دیگر با وجود یک نشانه بنابر عادتی که هر کس از نظم تصاویر دارد.یک سزباز با دیدن رد پای یک اسب تصویر یک سلحشور یا جنگجو در ذهنش شکل می گیرد و یک دهقان با مشاهده ی همان ردپا تصویر خیش و شخم زدن زمین در ذهنش شکل می گیرد.

4- مفهوم تمایز

 هر واحد زبانی تنها در تمایزش با واحدها ی دیگر شناخته می شود.الف چون الف است که ب نیست.قطار 18:30 زنجان – تهران ،هر روز دکور و مسافرهایش عوض می شوند اما به این سبب به این نام شناخته می شود که قطار 6:30 زنجان – مراغه نیست.در واقع زمان حرکت،مسیر و هدف این قطار است که آن را از مابقی خطوط قطار متمایز می کند.در زبانشناسی هم کار اصلی در شناخت عناصر زبانی فهم تمایز است نه اشکال خاصی که می توانند بیایند:آا ،ت  ط... البته از دیدگاه سوسور).

5- تمایز میان دو رویکرد به زبان

الف – همزمانی (توصیفی):یک پدیده د رزبان همچون بخشی از نظام کلی شناخته می شود که هم زمان با آن وجود  دارند .مثلا بررسی یک واژه یا واج خاص در مناسبت با سایر واژگان و واج ها که به صورت هم زمان به کار می روند.

در این روش وضعیت کامل زبان یا یک عنصر زبانی در یک مقطع خاص بررسی میشود.

ب- در زمانی :بررسی یک پدیده در زبان همچون لحظه ای از نظامی تاریخی مثلا بررسی  تاریخی یک واژه یا واج مثل سیر سیر تکاملی یک واژه در تاریخ .در این روش عنصری خاص از زبان در لایه های متوالی زمان بررسی می شود.

در زبانشناسی سوسوری اساس کار در شناخت نظام زبان روش بررسی هم زمانی است چرا که رویکرد هم زمانی کوششی است برای به نظم درآوردن نظام زبان از دیدگاه کارکردی و ارزش و تشابه واحدهای زبانی با مقام و جایگاه آن ها در نظام(ساختار)تعیین می شود نه با تاریخ.(تا پیش از نیکلاس تربتسکوی روسی ،سوسور از اصطلاح نظام به جای ساختار استفاده می کرد با این دلیل که :ماهیت نظام دار زبان است که آن را از گفتار متمایز می کند).

مثال:در یک بازی شطرنج این تاریخچه حرکت مهره ها نیستند که ارزش آن مهره را تعیین می کنند بلکه جایگاه و موقعیت آن مهره ها در زمانی خاص است که به آن مهره ها ارزش می دهند.چه بسا که در لحظات پایانی یک بازی یک سرباز ارزشی فوقالعاده پیدا می کند چرا که با رسیدن به صفحه آخر تبدیل به وزیر یا مهره ی دیگری می شود.

6- تمایز میان دال و مدلول

 تمایزی است روش شناسیک که ریشه در سخن فلسفی سده ی پیش دارد.گاه دو نشانه خبر از یک مفهوم یا مصداق یا مدلول می دهند.

مثال:فاتح نبرد(ینا)همان مغلوب نبرد (واترلو)است.

7- تمایز میان دو محور زبان

 الف- محور هم نشینی :هرجمله از تعداد محدودی واحدهای زبانی تشکیل شده که در توالی خطی قرار دارند،کنار هم نشسته اند و نقش بی میانجی و فوری در رسندن معنا دارند.اصل "منش خطی دلالت زبانی " نشان می دهد که این همنشینی واحدهای زبانی ،سازنده ی معنای نهایی هر گزاره است،چیزی که در این جمله مانع برداشت ساختمان سازی از کلمه ی ساختن می شود.مثال:"این پرلود را باخ ساخته است".

ب- محور جانشینی:ساختار جمله امکان جانشین شدن واحدهای زبانی دیگری را فراهم می آورد.یعنی می توان بر اساس ساختار هر جمله تعدادی جمله دیگر با معنای تازه ساخت.واحدهای هر پیام زبانی علاوه بر روابطی که با یکدیگر دارند(هم نشینی)روابطی هم با واحدهای دیگری دارند که به نقد در این پیام یا جمله حاضر نیستند.مثال:"آن کتاب را تولستوی نوشته".مناسبات محور جانشینی باعث می شوند که بر اساس ساختاری واحد جمله های بسیاری ساخته شوند و برای هر موقعیت تازه بر اساس این ساختار موقعیت زبانی تازه ای آفرید.همچنین می توان این کلمات را در واحد های کوچک تر زبانی یعنی واج و واژه بررسی کرد:فیل،فال،بیل... .

 

ساختار تاویل متن

بابک احمدی

+ نوشته شده در  جمعه 1385/12/04ساعت 18  توسط   |